بشنو از چادر که در توصیف زن تار و پودش با تو می گوید سخن
تار و پودم را شرافت تافته تاشرافت را به عصمت بافته
در کلاس حفظ تقوا و شرف دختران دُرّند و چادر چون صدف
بهترین سرمایه ی زن چادر است زانکه زن را زینت زن ، چادر است
چادر از بهر زنان الزامی است بهر زن بی چادری ناکامی است
حفظ چادردر سرای اقتدار دختران را هست تاج افتخار
حفظ چادر حفظ دین و مذهب است شیوه ی زهرا و درس زینب است
حفظ چادر حافظ ناموسهاست پاسداری از حقوق شهداست
حفظ چادر نص قرآن مجید قفل جنّت را بود تنها کلید
حفظ چادر سد فحشا می شود روسفیدی نزد زهرا می شود
حفظ چادر چاره ساز کار هاست حافظ گل از هجوم خار هاست
حفظ چادر زخمها را مرهم است دست رد بر سینه ی نامحرم است
حفظ چادر التیام درد هاست سد محکم در بر نامرد هاست
رسول اکرم (ص ) می فرمایند :
النِساءُ حِبالَةَ الشیطان زنان بی حجاب دام شیطان هستند
حضرت علی (ع) می فرمایند :
الحَیا لَصُدّ عَنِ الفِعلِ القَبیح حیا از کارهای زشت جلوگیری می کند .
امام رضا(ع) می فرمایند :
حَرُمَ النَّظَرُ اِلی شُعُور النُّساءِ لِما من تَهیجِ الرَّ جا لِ وَ مایَد عُو التَّهیجِ الی الضاد والدخول ضما لا یَحِلُّ
حرام شد نگاه به موهای زنان برای آن که اگز موهای آنها در برابر مردان نامحرم آشکار شود باعث فساد می شود .

فاطمه یعنی شرف،یعنی حجاب, فاطمه فخر زنان، روز حساب
فاطمه یعنی رضای کردگار
شاهکار خلقت پروردگار.
خواهرم حجاب افتخار توست میراثی گرانقدر است سپرده بر دست های مبارکت
حجاب تلالو شبنم بر چهره ی زیبای گل است
حجاب فریاد جرس تقواست
حجاب ترنم ایمان بر لبان گویای بی زبانی است
حجاب تضمینی برای تداوم خط زیبای شرافت است
حجاب زمزمه ی بلند گوهر پاکی است
حجاب بوته ی خوشبوی گل عفاف است
حجاب سپری است قوی در برابر شمشیرهای تهاجم فرهنگی
حجاب تحمیل محرومیت بر مستعمره های شیظان نشین است
حجاب تجلیگاه خلوص و جلوه گاه اراده ی زن مصمم و مسلمان است
حجاب سند اطاعت از فرمانده هستی است
حجاب زنجیری گران بر رستهای دیو گناه است
حجاب نشان وقار علامت افتخار و بیانگر نیکی کردار است
حجاب نماییه ای از مصونیت در برابر آفات اجتماعی و کینه های پلیدان است
حجاب منشور والای آگاهی است
حجاب گام های بلند انسان در کوچه های معانی است
خواهرم سند زیبنده ی افتخار بر قامت موزون اندیشه و عملت همواره پایدار باد
مراد از حجاب، پوشش اسلامي است، و مراد از پوشش اسلامي زن، به عنوان يكي از احكام وجوبي اسلام، اين است كه زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوهگري و خودنمايي نپردازد.
در ((بازار آزاد برهنگى )) عملا زنان به صورت كالاى مشتركى (لااقل در مرحله غير آميزَش جنسِى ) در آمده اند ديگر قداست پيمان زناشوئى مفهومى نمى تواند داشته باشد و خانواده ها همچون تار عنكبوت به سرعت متلاشى می شوند.
هنگامى كه زن را از طريق جاذبه جنٍسيش وسيله تبليغ كالاها و دكور اطاقهاى انتظار، و عاملى براى جلب جهانگردان و سياحان و مانند اينها قرار بدهند، در چنين جامعه اى شخصيت زن تا سر حد يك عروسٍك ، يا يك كالاى بى ارزش سقوط مى كند، و ارزشهاى والاى انسانى او به كلى به دست فراموشى سپرده مى شود، و تنها افتخار او جوانى و زيبائى و خودنمائيش مى شود.
مساله اين است كه آيا زنان (با نهايت معذرت ) بايد براى بهره كشى از طريق سمع و بصر و لمس (جز آمٍيزش جٍنسى ) در اختيار همه مردان باشند و يا بايد اين امور مخصوص همسرانشان گردد.
بحث در اين است كه آيا زنان در يك مسابقه بى پايان در نشان دادن اندام خود و تحريك شٍهوات و هوسٍهاى آلوده مردان درگير باشند و يا بايد اين مسائل از محيط اجتماع بر چيده شود، و به محيط خانواده و زندگى زناشٍوئى اختصاص يابد؟!
برهنگٌى زنان كه طبعا پيامدهائى همچون آرايش و عشًوه گرى و امثال آن همراه دارد مردان مخصوصا جوانان را در يك حال تحِريك دائم قرار مى دهد تحِريكى كه سبب كوبيدن اعصاب آنها و ايجاد هيجانهاى بيمار گونه عصبى و گاه سر چشمه امراض روانى مى گردد، مگر اعصاب انسان چقدر مى تواند بار هيجان را بر خود حمل كند؟ مگر همه پزشكان روانى نمى گويند هيجان مستمر عامل بيمارى است ؟
آمارهاى قطعى و مستند نشان مى دهد كه با افزايش برهنٍگى در جهان طلاق و از هم گسيختگى زندگى زناشٍوئى در دنيا به طور مداوم بالا رفته است ، چرا كه ((هر چه ديده بيند دل كند ياد)) و هر چه دل در اينجا يعنى هٍوسٍهاى سركش بخواهد به هر قيمتى باشد به دنبال آن مى رود، و به اين ترتيب هر روز دل به دلبرى مى بندد و با ديگرى وداع مى گويد.
در جامعهاي كه برهنگي بر آن حاكم است، هر زن و مردي، همواره در حال مقايسه است؛ مقايسهي آنچه دارد با آنچه ندارد؛
منبع:تفسیر قرآن

